عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1064

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

طهران نير الدوله كه قرار بود به فارس برود ، اهالى قبول نكردند و گفتند ما كسى را كه حامى شعاع السلطنه مىباشد نمىخواهيم . حالا خيالاتشان اين است كه نظام السلطنه را به فارس بفرستند . ايران مادّه تاريخ ذيل از روزنامهء حبل المتين كلكته براى مشروطه شدن ايران ثبت شد : ز استبداد ايران بود ويران * ز شورى كرد محكم باز بنيان به بانگ ارغنون تاريخ اين جشن * خرد « عدل مظفر » كرد عنوان طهران در عشر اول شوال ، وزارت تجارت از حاجى سيف الدوله خلع شد و به فخر الملك دادند . اول تجار زير بار او نرفتند . بعد قبول كردند به اين ترتيب كه مجلسى كه محتوى از چهارده نفر تاجر باشد دائر شود و آنها رسيدگى كرده حكم از مجلس درآيد و به امضاى فخر الملك برسد . حالت شاه گاهى بهتر و گاهى بدتر است . روزها نزديك ظهر در باغ باز مىشود . صدر اعظم روز هفتم شوال به درب خانه نيامد . گفتند زكام كرده . علاء السلطنه وزير خارجه قريب بيست روز بود ناخوش بود و به درب خانه نمىآمد . يك جهت ديگرش اين‌كه جز اسمى براى او باقى نيست . كار با خود صدر اعظم است . روز هفتم شوال به درب خانه آمد . مجلس شورى مشغول پول جمع كردن به طور اعانه براى قرض حاليهء شاه به سرباز و براتدار مىباشند . براى مدارس هم پول جمع مىنمايند . سعيد العلما نيز اين صحبت را در مدرسهء اقدسيه كرد . شاگردى به سن ده دوازده ساله دو قران از جيب درآورده گفت پدر من براى مصارف كاغذ و قلم داده . اينك با كمال [ ميل ] براى اعانهء دولت مىدهم . مجلس شوراى ملى اجازهء روزنامهء موسوم به المجلس به ميرزا محمد صادق [ طباطبائى ] « 1 » داده كه همه روزه دائر باشد و گفتگوهاى مجلس را بنويسد . نويسنده‌اش اديب الممالك مدير روزنامه ادب قبل است . « 2 »

--> ( 1 ) . منظور سيد محمد صادق طباطبايى پسر دوم آقا سيد محمد طباطبايى است . نويسنده و سردبير روزنامه هم سيد محمد صادق فراهانى اديب الممالك بود . ( 2 ) . يعنى مدير سابق روزنامهء ادب